این متن
در سپتامبر 2001،
و در پی فروریختن برجهای دوقلوی آمریکا نوشته شده است.
حمله به مردم
بیدفاع را محکوم میکنیم!
حمله به
مردم بیدفاع هیروشیما و ناکازاکی را، که طی آن هزاران کودک،
زن، مرد، پیر و جوان قربانی قدرت طلبی و قدر قدرتی آمریکا
شدند، که هنوز هم آثار ویرنگر آن به علت استفاده از بمبهای
شیمیایی برجاست محکوم میکنیم.
حمله به
مردم ویتنام که در آن هزاران انسان بیگناه توسط ارتش متجاوز و
تروریسم آمریکا به قتل رسیدند و هزاران خانه و کاشانه ویران
شدند را محکوم میکنیم.
حمله به
مردم بیگناه حلبچه را، که بیرحمانه مورد حملهی شیمیایی
هواپیماهای جنگی حکومت حاکم بر عراق صورت گرفت، و تمامی اهالی
آن بالغ بر پنج هزار انسان، در سه ثانیه به علت استفاده از گاز
سیانور، اعم از کوچک و بزرگ، قتل عام شدند و تمامی حیوانات و
نباتات نابود شدند را محکوم میکنیم.
حمله به
بغداد را، که توسط جنگده بمب افکنهای آمریکایی و متحدین
اروپاییاش که در آن بسیاری از مردم عادی در خانههای خود و در
محل کارشان کشته و دفن شدند، و پس از آن به علت کاربرد بمبهای
میکروبی پنجاه هزار کودک ناقص متولد شدند را محکوم میکنیم.
ممکن است
پرسیده شود تمام اینها در زمان ماضی صورت گرفته است؛ چه ربطی
به زمان حال دارد؟ آری درست است است تمام اینها در گذشته
اتفاق افتادهاند، ربطاش اما به زمان حال به این خاطر است که
برخی از علتهای حمله به دو برج در نیویورک و حمله به ساختمان
وزارت جنگ (پنتاگون) در واشگتن یاد آوری شود؛ که در آن هم حتمن
تعدادی انسان بیگنان کشته شدهاند. تا یادمان نرود تا چرخ وضع
موجود برپاشنهی سود و سرمایه میچرخد، جنگ و ترور و استفاده
از سلاحهای مرگ آور میکروبی و شیمیایی ایزارهای حفظ وضع موجود
است.
در عین
حال میتوانیم حملهی روزمرهی ارتش سرکوبگر اسرائیل را از
زمین و هوا به مردم عادی و بیدفاع و کودکان بیگناه و خرد سال
فلسطینی، که با تانک و توپ و راکت و در همین زمان و با حمایت و
کمک مستقیم آمریکا، تائید و همکاری برخی کشورهای اروپائی، و
سکوت جانبدارانهی برخی کشورهای دیگر صورت میگیرد محکوم می
کنیم.
میخواهیم یاد آوری کنیم: برای ما انسان و جان انسانها برابر
است، کشتار قتل عام و نابودی آنان به هر شکل و به دست هر کسی و
دولتی صورت گیرد غیر قابل دفاع و محکوم است.
میخواهیم این سئوال را مطرح کنیم: چرا در مقابل آن و این همه
جرم و جنایت و نسل کشی و قتل عام که دولت امریکا در اقصی نقاط
جهان انجام داده و میدهد، و هم چنین سایر دولتهای
سرمایهداری در دنیا انجام میدهند. عکسالعملهای عجولانه و
بینالمللی انجام نمیگیرد؟
برای
نمونه کشتار حدودن سه میلیون از مردم عادی و بیگناه روندائی،
جنگ ویرانگر در یوگسلاوی، بلای طالبان در افغانستان، نابهنگام
جمهوری اسلامی درایران و و و برای این حجم عظیم از نابودی
انسان کدام سکوت همگانی اعلام ش.؟
آری در
یک چنین روزهایی این فرصت برای ما کمونیستها، سازمانهای
سیاسی، نهادهای دمکراتیک و مجامع واقعن انسان دوست و مردم
آزادی خواه پیش آمده است؛ تا به جای سبقت گرفتن از هم دیگر و
حکومتهای بورژوائی برای محکوم کردن یک عمل تروریستی - که هنوز
هم آمرین و عاملان اصلی آن مشخص نیست- و بی تردید معلول عملکرد
سالیان دراز ستمگری، تجاوز، کشتار و قتل عام مردم عادی و
بیگناه در سراسر گیتی توسط امپریالیزم جهانی به سرکردگی نظامی
امریکا است. برخیزیم دست به افشای هر چه بیشتر و وسیعترچهرهی
کریه و بزک کردهی این مدعیان دروغین " دمکراسی" بزنیم. تا در
فرداهای دیگر تحت پوشش مبارزه با تروریسم و دفاع از " دمکراسی"
- که از هم اکنون دارند زمینه سازیاش را میکنند تا به هر
کجای جهان که منافعی برای غارت جستجو کنند لشکر کشی نمایند و
جنایات هولناک دیگری بیافرینند و باز هم نسل کشی کنند.
بیشک
اگر آمریکا و متحدیناش دست به تجاوزگریهای جدیدی بزنند، به
دنبال آن باید انتظار عملیات انتقام جویانهی بسی شدیدتر ای
بسا از حمله به نیویورک و واشنگتن را در اقصا نقاط جهان علیه
خود داشته باشند.
آری،
جان، امنیت و حرمت انسان بسیار مهم، باارزش و عزیز است؛ هیچ کس
تحت هیچ پوشش هیچ دلیل و شرایطی حق تجاوز به آن را ندارد!
به ویژه
دولت و ارتش ایالات متحدهی آمریکا، که تحت لفافهی "مبارزه
با تروریسم " قصد حملهی نظامی به افغانستان و سایر کشورها
را در سر دارد.
اگر قرار
است مبارزهای جهانی برای دفاع از حقوق بشر و علیه تروریسم
صورت گیرد این خود اشخاص بشرند، که باید این مهم را در یک
سازماندهی جهانی علیه دولتهای امپریالیستی و سرمایهداری و هم
چنین نیروهای ارتجاعی و واپسگرا انجام دهند. نه ارتشهای
سرکوبگر، وحشی و خون آشام دولتها، که خود عاملان و سر منشع
تمام کثیفترین اعمال تروریستی و ضد بشری در جهان کنونی ما
هستند. . .
جعفر
امیری
چاپ در
خبرنامه کانون زندانیان سیاسی ایران (در تبعید)
دور
جدید، شمارهی ١۵ شهریور 1380-
سپتامبر 2001