صفحه‌ نخست - در باره‌ ئه‌م روله  -  داستان  -  شعر -  مقالات  -  متفرقه  -  ترانه سرودها  - ازدیگران 

                                      

دستگیری‌های اخیر و انتخابات ریاست جمهوری

 

اخیرن قوه‌ی قضائیه اقدام به دستگیری سی نفر عمدتن از اعضای نهضت آزادی نموده است؛ هم چنین اعلام داشته ، که ممکن است تعداد چهل و پنج نفر دیگر را هم  دستگیر کند. متعاقبن تمام دفاتر نهضت آزادی را تعطیل، و موضوع اتهام آنان را هم فعالیت جهت براندازی رژیم یا به قول خودشان " کشف شبکه‌ی براندازی" عنوان نموده است.

آن چه در بدو امر به نظر می‌رسد، با توجه به نزدیک بودن موعد انتخابات ریاست جمهوری، این است که این دستگیری‌ها ادامه‌ی اختلاف و درگیری ی به اصطلاح " جناح انحصار طلب" با " جناح اصلاح طلب" رژیم است، که یکی قصد دارد دیگری را در موقعیت ضعیف‌تری قرار دهد تا دامنه‌ی فعالیت خود را وسیع سازد و نماینده‌ی مورد نظر خود را بر کرسی ریاست جمهوری بنشاند.

اما این تنها ظاهر قضیه است. زیرا اگر اندک دقتی به پروسه‌ی شکل گیری و عملکرد رژیم در رابطه با کشمکش‌های داخلی آن بیندازیم به سادگی متوجه خواهیم شد، که اصولن در پشت این گونه جنجال‌ها هدف و مسئله‌ی اساسی‌تری دنبال می‌شود. (حفظ نظام) گرم کردن بازار مکاره‌ی انتخابات. فراموش نکنیم که در بین دستگیرشدگان اخیر تعدادی افراد شناخته شده دیده می‌شوند که در دولت‌های اسبق و سابق در پست‌های مهمی چون وزارت، وکالت و در مسئولیت‌های دیگری قرار داشتند؛ و همواره آن چه دغدغه‌ی آن‌ها بوده است و هست دفاع از رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی و حفظ تمامیت آن می‌باشد. در عین حالی که در سرکوب نیروهای مبارز و انقلابی هم، همیشه دست در دست هم داشتند و در یک جبهه بوده‌اند. بنابراین اتهام براندازی هرگز به آن‌ها نمی‌چسبد.

در این جا آن چه که ابتدا باید مورد دقت قرار گیرد، این است که در رژیم جمهوری اسلامی بگیر و ببند، زندان، شکنجه و کشتار، همین طور جار و جنجال انتخاباتی حول انتخاب این یا آن رئیس جمهور یا نماینده‌ی مجلس پدیدهای تازه‌ای نیستند.

برای روشن شدن مطلب بهتر است چند نمونه را شاهد بیاوریم. اولین دولت رژیم جمهوری اسلامی، دولت بازرگان بود، بعدی دولت بنی‌صدر و آخری هم همین دولت حاضر (دولت خاتمی) است. دولت‌های اول و دوم در طی دوران اقتدار خود از هیچ گونه کوششی برای مستحکم کردن پایه‌های رژیم سرکوبگر، و سرکوب مرد دریغ نورزیدند. اما به محضی که خواستند منافع حکومت و دولت سرمایه‌داری را به گونه‌ای دیگر پیش ببرند از سوی مقام رهبری و همفکران‌اش بدون درد سر کنار گذاشته شدند و دولت " خدمت گذار" دیگری را روی کار آوردند.

دولت وقت ( دولت خاتمی) و شخص خاتمی هم علی‌رغم تمام عوام فریبی و دغل کاری‌هایش چه قبل و چه بعد از انتخابات و به رغم ساختن جبهه‌ و جنبش دوم خرداد، تا کنون که دارد به پایان دورهی چهار ساله‌ی خود نزدیک می شود کاری جز ادامه‌ی سیاست‌های دولت‌های قبلی نکرده است.

حال اگر از داغیی جار و جنجال‌های اخیر و موضوع دستگیری‌های قبل از انتخابات ریاست جمهوری بگذریم و به فرض این که از جناح " اصلاح طلب" رژیم هم هیچ کس دستگیر و زندانی نشود و کاندیدای ریاست جمهوری آنان هم مورد تصفیه‌ی شورای نگهبان قرار نگیرد و انتخاب هم بشود و دولت خود را هم تشکیل بدهد؛ آیا با توجه به تجربه‌ و عملکرد دولت‌های تا کنونی به ویژه دولت خاتمی، دولت بعدی می‌تواند جز در چهار چوب قانون اساسی، خط رهبری و زیر نظر شورای نگهبان، مجلس خبرگان و و و حرکت کند؟

نتیجه این که در پس جار و جنجال‌های کنونی و شلوغی ژورنالیسم داخلی و بین‌اللملی آن چه می‌خواهد مخفی بماند، مبارزات توده‌ی مردم برای سرنگونی تمامیت رژیم جمهوری اسلامی است؛ و نه تغییر آن یا این دولت. مردم ایران به تجربه دریافته‌اند که دولت‌ها می‌آیند و می‌روند اما آن چه می‌ماند رژیمی است سرکوبگر و دیکتاتور که جز به حفظ نظام ظالمانه، نابرابر و سرمایه‌داری نمی‌اندیشد.

با توجه به این واقعیت وظیفه‌ی نیروهای آگاه، انقلابی، کمونیست و جدی این است که به جای وارد شدن در این بازی‌های تکراری که برنده‌اش از هم اکنون معلوم است، و به جای این که دنبال جناح " اصلاح طلب" یا "مرتجع" درون حاکمیت بگردند، صفوف خود را مستقل از دسته بندی‌های درون حاکمیت برای دخالت در مبارزات کارگران و تهی‌دستان جهت سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی مستحکم کنند.

 

جعفر امیری

چاپ در خبرنامه کانون زندانیان سیاسی ایران (در تبعید)

دور جدید، شماره‌ی ۷ اردیبهشت  1380 آوریل 2001