صفحه نخست -  درباره ئه م روله - داستان  - شعر - مقالات - متفرقه -  ترانه سرودها - ازدیگران 

                                      

منتظری نادان یا نکته دان؟!

در پی دستگیری‌های گسترده‌ی قوه‌ی قضائیه و بازداشت اعضای نهضت آزادی، جریانات و افراد زیادی در داخل و خارج کشور، هر کدام متناسب با موقعیت سیاسی و منافع طبقاتی خود علیه یا له این دستگیری‌ها موضع گیری کردند. پرداختن به یک یک این موضع ‌گیری‌ها نه لازم است و ضروری و نه در حوصله ی این مختصر است.

اما در این میان، موضع‌گیری‌ منتظری تا حدی قابل توجه و بررسی است. شخصی که به ادعای خودش یکی از بنیانگذاران جمهوری اسلامی و از طراحان ولایت فیقه می‌باشد.

منتظری که در ابتدای روی کار آمدن رژیم جمهوری اسلامی، شخصی با نفوذ و سمت ولیعهدی خمینی را بعهده داشت و یکی از اولین خطبای نماز جمعه‌ی تهران، عضو مجلس خبرگان، و ریاست مجلس قانونگذار را عهده دار بود. چند سالی است به دلیل مخالفت با برخی عملکردهای رژیم در جایگاه اپوزسیون قرار گرفته و در "حصر" به سر می‌برد. این جناب آیت‌آلله طی اطلاعیه‌ای دستگیری‌های اخیر را محکوم کرده است.

آن چه که نه "نادانی"- نسبتی که به او داده‌اند - بلکه " نکته دانی" او را در این اطلاعیه نشان می‌دهد؛ این است که جناب منتظری از طرفی سعی می‌کند خود را با این و یا آن شخص - مثلن رهبری یا رئیس قوه‌ی قضائیه - در جمهوری اسلامی در گیر نکند؛ از طرف دیگر همواره دغدغه‌ی نظام را داشته و هم فکران یا بلوک طبقاتی خود را خوب می‌شناسد. او در اطلاعیه‌ی خود از دستگیرشدگان به عنوان " عده‌ای مسلمان* آزادی خواه" و " شخصیت‌های سیاسی- مذهبی" یاد می‌کند که "به دستور قوه‌ی قضائیه به اتهام واهی براندازی نظام بازداشت شده‌اند" منتظری در اطلاعیه‌ی خود ضمن دفاع از دستگیرشدگان، می‌نویسد: " ضمن ابراز تاسف از این برخورد‌های غلط ، در این رابطه نکته‌هایی را یاد آور می‌شوم" و در چهار نکته‌ی اساسی و در شرایط " حصر"؟! پای بندی عمیق خود را به اسلام و  جمهوری اسلامی بیان می‌دارد.

در نکته ی اول ضمن تاکید بر شناخت افراد و رد تهمت براندازی می‌گوید: " در بحران سال‌هایی که گروه‌های مسلح در صدد براندازی نظام بودند، اینان اعمال آنان را محکوم و مردود می دانستند و در اظهارات خویش صریحن مواضع خود را اعلام می‌داشتند."

منتظری که ضد کمونیست بودن‌اش در طول حیاط سیاسی‌اش - چه در زمان رژیم شاه و در زندان و چه در رژیم جمهوری اسلامی - بر کسی پوشیده نیست، از فرصت استفاده کرده و کشورهای بلوک شرق سابق را در کنار رژیم شاهنشاهی قرار داده، آن‌ها را کمونیستی معرفی می‌کند و نتیجه می‌گیرد: " همین شیوه‌ی غلط  در رژیم سابق و کشورهای کمونیستی وجود داشت و..."

نکته‌ی دوم ضمن این که دستگیرشدگان را از چهره‌های آگاه، متعهد به نظام و علاقه‌مند به اسلام و...

معرفی می‌کند، هدف انتقاد خود را به روشنی توضیح می‌هد و می‌نویسد: " در هیچ زمان و هیچ کشوری اظهار نظر و انتقاد از روش سیاستمداران و قدرتمندان موجب براندازی اصل نظام آن کشور نمی‌شود بلکه موجب تنبّه و تغییر روش و اصلاح اشتباهات حاکمان و در نتیجه تثبیت نظام خواهد شد."

او در ادامه نگرانی شدید خود را از تکرار " خطاها " و " اشتباهات" و عدم تحمل انتقاد که ممکن است موجب نابودی نظام گردد را چنین بیان می‌کند: " ممکن است وضعیت به حد عصیان و انفجار برسد که در این صورت باید خطا کاران و مستبدان را نیروهای براندازی به شمار آورد."

منتظری در نکته‌ی سوم امکان عصیان و انفجار را جدی تلقی می‌کند و نگرانی شدید خود را از این که این گونه رفتار با خادمین دین و... صورت می‌گیرد چنین توضیح می‌دهد: " از تاثیر عمیق آه خانواده‌ها و فرزندان خردسال گرفتاران باید ترسید جای تاسف است که این گونه خلاف کاری‌ها و مظالم اینک به نام دین و حکومت دینی و به نام حضرت امیر و با ادعای پیروی از روش آن حضرت انجام می شود."

او در ادامه، علاوه بر اظهار نگرانی نسبت به فروپاشی حکومت دینی، دل نگران سست شدن پایه‌های اعتقادات دینی در میان جوانان و روشنفکران نیز هست و می‌نویسد: " انجام این قبیل مظالم و تجاوز به حقوق اولیه‌ی شهروندان و صاحب نظران آن هم به نام دین و حکومت دینی سرانجام جز بدبین نمودن اقشار مختلف جامعه و نسل جوان و روشنفکر مذهبی به اصل دین و حاکمیت دینی و سست کردن پایه‌های اعتقادی آنان را در پی ندارد."

منتظری در پایان نکته‌ی سوم، اتمام حجت می‌کند و نصیحت می‌کند که: " آقایان دست از خشنونت بردارند و بیش از این موجبات سستی پایه‌های نظام را فراهم نکنند." در عین حال به قوه‌ی قضائیه هشدار می‌دهد: " خود را در باتلاقی گرفتار نموده که علاوه بر شکست استقلال و قداست خود و حیثیت نظام و اسلام، کشور را در معرض هتک قرار داده است."

در آخرین نکته، منتظری ضمن رهنمود دادن به مسئولین نظام برای چگونگی حفظ ظاهر پروسه ی انتخابات می‌نویسد: " در همه‌ی کشورها و حتا کشورهای جهان سوم سعی می‌کنند هنگام انتخابات هر چند برای حفظ ظاهر از ایجاد بحران و جو خشنونت پرهیز نمایند تا حیثیت انتخابات عمومی لکه‌دار نشود." در پایان مردم را تشویق می‌کند که در انتخابات فرمایشی ریاست جمهوری شرکت کنند. او با بیان این نکته که : " ملت ایران - الحمدالله - نوعاً دارای رشد دینی و سیاسی می‌باشند و خودشان کاندیداهای بهتر را می‌شناسند و طبیعتاً منتخبین افراد صالح و متعهد و کارشناس می‌باشند..." او از هم اکنون رئیس جمهور آینده را منتخب مردم، صالح و متعهد و کارشناس معرفی می‌کند.

منتظری " نادان"!!! بلوک طبقاتی خود را خوب تشخیص داده است و به موقع نکته دانی می‌کند تا هم نظام دینی و هم پایه‌های اعتقادات دینی را در جامعه از خطر براندازی و سست شدن برهاند.

آری، می‌بینیم ضد انقلاب چگونه تلاش می‌کند تا با تمام اختلافاتی که دارد نظام طبقاتی خود را از خطر سقوط و سرنگونی برهاند.

در صف انقلاب، اگر از طرفی اتحاد و همبستگی نیروهای انقلابی مخصوصن در شرایط کنونی ضروری است؛ از طرف دگر دقت و هوشیاری، طرد، انزوا و افشای جریانات راست، سازشکار و خیانت پیشه هم لازم است. جریاناتی که تا دیروز هم چون منتظری دست در دست جلادان داشتند و نظام سرکوبگر، ضد کارگر و زن ستیز جمهوری اسلامی را تثبیت نمودند، امروز در دفاع از آن یا این "جناح" حاکمیت و دفاع آشکار از خاتمی و جریان به اصطلاح اصلاح طلب رژیم قصد دارند جلوی سرنگونی آن را بگیرند.

در چنین موقعیتی نیروهای انقلابی، کمونیست و جدی که خواهان براندازی رژیم هستند باید صفوف خود را هر چه مستحکم‌تر و متحد‌تر کنند، تا به وزنه‌ای قوی و واقعی برای براندازی تمامیت نظام ستمگر و سرمایه‌داری جمهوری اسلامی تبدیل شوند. متاسفانه برخی از آنان گر چه همواره در حرف و شعار از همبستگی و اتحاد نیروهای انقلابی در مقابل رژیم  و جریانات راست و سازشکاردفاع می‌کنند؛ در عمل اما با جریاناتی می‌نشینند و هم کاری می‌کنند، که یک دست‌شان در دست جریانات اپورتونیست، سازشکار و خیانت پیشه است؛ و دست دیگرشان را در دست نیروهای انقلابی می‌گذارند. این گونه عمل کردن و بی‌دقتی علاوه بر این که به اعتبار سازمان‌های انقلابی صدمه می‌زند و باعث مشروعیت دادن به جریانات سازشکار، خیانت پیشه و آنانی می‌شود که زیر پوشش استفاده از نام و ارزش‌های مبارزاتی و انقلابی، خود را مخفی کرده‌اند و اهداف ضد انقلابی را پیش می‌برند؛ و نهایت تلاش‌شان این است که در صفوف نیروهای انقلابی شکاف ایجاد کرده، به پراکندگی دامن بزنند، زمینه‌ی تضعیف جنبش انقلابی را فراهم نمایند و در یک کلمه عمر خود و رژیم ستمگر را درازتر کنند.

 

* همه جا تاکید‌ها و گیومه‌ها از من است.

جعفر امیری

چاپ در خبرنامه کانون زندانیان سیاسی ایران (در تبعید)

دور جدید، شماره‌ی ۹ خرداد  1380- مه 2001