داغ به دل از دریا
کارمان
دریا بود
نانمان
دریا بود
آبمان
دریا بود
آه، دریا
دریا
روزیام
راببرید
نان دریغ
داشت زما
نه که
صیدی نداد. نه!
بلکه
صیاد شد و
نان آورمان را صید کرد
ای دریا:
بده نان آور و نانم
آخه تو
دریائی! منم یک قطرهای اشک
آی دریا:
با همه دریائیت
دلمو خون
کردی
آه دریا
دل داغ دیده و بی نان آور؟
پیکشات
باد بگیر!
جعفر
امیری
۱٤/ ۷/
۹۸ مونترال- کانادا