گل
خوش بو، گل من
تو تنگ
شراب بودی
من ساغر
سوختهای
تو از آن
لعل لبات
آخرین
جرعهی می
لب به
لبام نوشاندی
گل خوش
رنگ
من از آن
قطرهی اشک
که چو سیل جاری شد
از چشمات
جرعهای نوشیدم
شور شیدائی داشت
کهنه بود
مثل شراب
مزه از
تلخی و شیرینی دورانی داشت
گل صد
برگ
عطر و
بوی تو
مرا مست
مرا شاد
مرا خوش میکرد
عطر سوسن
سنبل
هم گل یاس
مشک آهوی
ختن
همه را یک جا داشت
گل ناز
بوتهای
را تو به من
داده بودی
یادته؟
اونو در
باقچهام
کاشتهام
تا برام گل بدهد.
جعفر
امیری
1993
آلمان