خاوران بر میخیزد!
خوانندهی گرامی،
متنی که درخاتمهی این سطور مطالعه خواهید
کرد
مربوط به ٢٠
یونی
٢٠٠٧
است و در شرایطی سروده شده است که عدهای
و جریاناتی چشم اندازهای خود را از دست
داده و از سر نا امیدی رو به فعالیت
"رسانهای" با بودجههای امپریالیستی
آورده بودند و علیرغم ادعاهای قلمبه
سلنبهی خود، شروع به مخدوش کردن اصول و
پرنسیبهای مبارزهی طبقاتی میکردند؛ هر
گونه شعار انقلابی و به هر شکل طرح
سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی را با هر جناح
و دستهاش چپ روی میدانستند و راه را
برای نفوذ راست فرصت طلب و خیانت پیشگانی
هم چون جریانات ضد انقلابی حزب توده و
اکثریت و ملی مذهبیها باز میکردند.
امروز که مردم تنها طی یک هفته در مبارزات
خیابانی خود و با پتانسیلی عظیم طنین
شعارهایشان فلک را سقف بشکافته و در سر
دارند که طرحی نو در اندازند، خواب از چشم
دژخیمان و رنگ از رخسار خائنین گرفتهاند،
این خیانت پیشگان که بارها امتحان
بیلیاقتی و بز دلی و نوکر صفتی خود را در
درگاه شاه و شیخ که همانا مدافعان
نظامهای استثمارگرانهی انسان از انسان
بوده و هستند به نمایش گذاشتهاند؛ بار
دیگر پشت سر سیدی ( موسوی خامنه) قرار
گرفتهاند که صد مرتبه از مرشد و سید
قبلیشان
(موسوی خمینی) خطرناکتر است. تمام
برنامههای این سبز لجنی را مطالعه کنید،-
جدای از نقش و مسئولیتاش در سه دهه سرکوب
مبارزات مردم- انگیزهی اصلی خود برای
حضور در انتخابات را " احساس خطر کردم "
اعلام میکند؛ احساس خطر از سرنگونی
جمهوری اسلامی، کجا کلمهای در بهبود وضع
طبقهی کارگر و آزادی زنان نوشته یا حرف
زده است؟ تنها وعدهی جمع کردن یا محدود
کردن گشتهای خیابانی را فریب کارانه مطرح
کرده است، در آن رابطه هم میتوان گفت:
اولن کارگران که از بام تا شام سرکارند و
کاری با گشت خیابانی ندارند؛ دومن و
مهمتر از همه شیر زنان و دلیر دختران
ایران طی سه دهه سرکوب و زندان و شکنجه و
کشتار، چنان گوش مالی و درسی به دژخیمان
ویلان در خیابانها دادهاند که بدون
وعدهی "سید" هم خودشان داشتند جمعاش
میکردند. به فیلمها و عکسهای خیزش اخیر
مردم و نقش فعال و تعیین کننده و
سازماندهی این گُرد آفرینان نگاه کنید تا
به حقیقت باور من پی ببرید. ببینید چگونه
به رئیس جمهوری قلابی " احمدی نژاد " بر
خورد کرده و پاسخ میهند. ببینید چگونه به
تهدیدهای رهبر خون آشام " علی خامنهای"
برخورد میکنند و پاسخ میدهند.
باری، فکر میکنم این بار ترس و هراس
خائنین از سرنگونگی قهرآمیز و انقلابی
رژیم جنایت کار جمهوری اسلامی سوای از
منافع طبقاتیشان بیشتر از بر ملا شدن و
دسترسی مردم به اسنادی باشد که روایتگر لو
دادن و هم کاری آنان در به بند کشیدن و
کشتار کمونیستها و انقلابیون در کردستان،
گنبد، خوزستان، لرستان و... و در یک کلمه
در سرتاسر ایران با رژیم جمهوری اسلامی
باشد.
و این که چرا امروز احزاب و سازمانهای
کمونیستی و انقلابی در مقابل این خطری که
بار دیگر مسیر انقلاب مردم ایران را تهدید
میکند سکوت کردهاند و یا با احتیاط
و در پرده سحن میگویند برای من قابل فهم
نیست.
وقتی که شعار: مرگ بر جمهوری اسلامی! دارد
به شعار محوری تظاهرات مردم تبدیل
میشود؛ وقتی که مردم در جنگ و گریز
خیابانی با مزدوران لباس دار و لباس
شخصیهای جنایت کار فریاد میزنند: وای به
روزی که مسلح شویم! وقتی که تظاهرات آرام
آنان با قهر ضد انقلابی سرکوب میشود چرا
نباید از قهر انقلابی صحبت کرد و تمام
تجارب تاریخ را یاد آور شد که: تا کنون
هیچ رژیم دیکتاتوری و هیچ نظام
سرمایهداری وابستهای با خواهش و تمنا و
از راه قانون اساسی همان نظام سرنگون نشده
است؛ منتظر نمانیم تا مردم چند روز دیگر
در پی شعار: وای به روزی که مسلح شویم!
فریاد برآورند:
مردم مسلح شوید!
نالهی ناامیدی و فریاد خاوران
از چه پیغام میآورید
از
کجا؟
از چه قصه میگوئید
از
کی؟
چه حکایت کهنه
بهانه میکنید؟
هنگ پس
روی را
پیش آهنگاید
از چه . . . . . .؟
نینگارید شهرزاد قصه گوئید و
هر شب به قصهای، شبی از عمر خود زسلطان
طلب کنید.
نه!
به این کار و قصهها عمر دژخیمان دراز و
دشنهی سرکردهگانشان تیز میکنید.
مگر ما بی خبرانیم؟
میدانیم
دعای سفرهای میکنید
که از آن
نان میخورید.
یاران،
خوش خبر باشید!
این سبز جوانههای امروزین
پرپر لالههای سرخ دیروزاند
به هنگام شخم زمین
به هنگامهی جان کاشت
دسته دسته از
گلها
خم به ابرو نمیآورند؟!
خواهید دید!
خاوران بر میخیزد!
خاکشان به توبره میکشد!
کشتند و انگار تمام شد؟
روز رهایی ما نیز میرسد!
این جوانهها
که تا ابد
سبز
نمیمانند
کشتند و انگار تمام شد؟
مگر این بذرها به خاک میمانند؟
خاوران بر میخیزد!
خاکشان به توبره میکشد!
کشتند و انگار تمام شد؟
جوانهها رنگ خاوران میشوند!
کشتند و انگار تمام شد؟
خم به ابرو نمیآورند؟!
خواهید دید!
زمین زخم خورده
دهان خواهد گشود
زرد روییشان را میبینیم!
هستیشان را به کام میکشد.
بذر در کجا به خاک مانده است؟
این جوانهها سرخ خواهند شد!
کشتند و انگار تمام شد؟
خواهیم دید!
خاوران بر میخیزد!
خاکشان به توبره میکشد!
نانشان آجر میکند!
۲۰ یولی
۲۰۰۷
جعفر
امیری