شایعه
چیه؟ عین حقیقته!
خوش اومدید،
راستاش میدونید چرا گفتم امروز همه جمع شیم اینجا؟
- صبر کن، من یه
حدسی زدم
- نه من میگم
- بازم شایعه است؟
- بابا بذارین خودش
بگه
- اوکی، اوکی خودم
میگم؛ اولاً بابا نه و ماما در ثانی از همین حالا بگم خبرو همه
شنیدین پس شایعه مایعه نیس.
- کشتی مارو بگو
حکایت کار زاره دیگه
- آره
- قبل از این که
شروع کنی من یه خبر موثق بدم، شنیدم یه نفرم شرکت نمیکنه
- ای با... ای
ما... ای حالا هر چی ، حداقل خوداشون که دیگه شرکت میکنن
- نه دیگه مسئله
همینه که اینا خودشون که اهل این حرفا نیستن!!
- میدونید چیه من
تا یادم نرفته یه خبر خیلی سری رو به شما بگم؛ شنیدم یه عده
بندانداز و زیر ابروگیر استخدام کردن و یه عده از این مردای
بیچارهی اروپایی را هم گول زدن که آرایششان کنند و به جای زن
بفرستند تو راهپیمایی.
- چرا میخندین
شایدم راست میگه اینا بعضیهاشون آرایش نکرده هم تشخیص زن و
مردشون دشواره
- این که چیزی نیست
برا اونا جالبم هم هست، من شنیدم میخوان اتوبوسها را وسط راه
پنچر کنند و همه بیان پائین و تا لاهه هول بدن.
- میگن یه بحثی تو
خودشون مطرحه احدی هم خبر نداره، میخوان تو غذای همه سم بریرن
بعد بندازن گردن ملاها.
- والا من کاری به
این حرفا ندارم، اما شنیدم تو جلساتشون مرد جماعت رو راه
نمیدن.
- این که بد نیس!
- خوبه اما مگه نشنیدی چه گرد و خاکی
راه انداختند: "
این
راهپیمایی جای همه زنان و مردان آزایخواه و نیروهای سیاسی
مترقی و انقلابی است که خواهان آزادی و برابری میان زنان و
مردان در همه حیطه های زندگی و رفع هرگونه ستم جنسیتی هستند."
- زکی، میگن احمد
پوری تو جلسات هلندشون روسری سرش میکنه میشینه تو جلسه اگه نه
بیرونش میکنن.
- قرتی، اون روز
یکیشون میگفت: چوب کردیم لونه زنبور و آب افتاده لونه
مورچههای پاسیو و بیعمل؛ حالا زنبورَکا همه عصبانی ریختن
بیرون و به آدمای گناه دارو بی گناه هی نیش میزنن.
- صد رحمت به اون،
یکی دیگهشون که میخواست مثلا خیلی فلسفی حرف بزنه میگفت:
بعضی ازمخالفای این حرکت بزرگ مثل بهمن میمونن که آرام راه
میفته و از کوه جدا میشه فکر میکنه کوه هم با خودش داره
میبره ولی وقتی به دامنهی کوه میرسه و بعد خودشو ته دره
میبینه که داره آب میشه، تازه متوجه میشه که کوه سرِ جاشه و
او تنها تونسته با خودش دو سه خونهوار بیبضاعت رو ته دره
ببره
- راستی من میگم
اون قد بلنده با این که مردِ خوب چیزی براشون نوشتهها!
- کودوم آقای قد
بلندو میگی؟
- نکنه میخواد
رفیق سربلندو بگه؟
- آره، آره همونو
میگم دیگه!
- مگه من چی گفتم؟
- خدا تورو نکشه!!
- لطفاً اونو دیگه
قاطی این دواع مرافهها نکنید، جداً که عمری را صرف حقیقت و
حقیقت گویی کرده و تو هرجنگی هم دخالت کرده موضع صد در صد
پرولتری داشته، در صراحت گفتار هم یه سر و گردن از همه
بلندتره...
- پس این بیچاره
دُرس میگفت: آقا قد بلنده...
- تو مزه نریز جدی
داریم حرف میزنیم. مثلا هیچ دقت کردید چقدر قشنگ راه پیمایی
طولانی مائو رو با این مسخره بازی اینا مقایسه کرده، وبا چه
صراحتی از محاصرهی شهرها از طریق روستا دفاع میکنه.
- والا خوب کاری
میکنه آخه شهر چی داره؟ بمیرم براش حالا میدونم حیونی چرا از
" برره" خوشش میاد.
- منو بگین چقدر از
دنیا بیخبرم، تازه تائیدشان هم میکردم؛ فکر میکردم راس
میگن.
- چی رو تائید
میکردی کی رو فکر میکردی راس میگه؟
- اونا که از
کمونیست ممونیست یه ذره پائین نمیان و همّ و غمشون همهاش
اقتصاده میگفتند: این همه سرمایه و پولو، این همه امکانات و
این همه وقتو به چه حسابی در اختیار این برره رهایها گذاشتن؟
شده رئیس جمهورشون اعتراض کرده که: تلویزیون به قدر کافی از
خدمات دولت برنامه پخش نمیکنه. اونوقت اینا میخوان سه ماه
دیگه هم هر شب برنامه داشته باشن.
- یادته وقتی من به
حرفاش اعتراض کردم و گفتم خب مردم کارشونو دُس دارن، خُب
شادشون میکنه میخندوندشون نظر سنجیها نشون داده نود در صد
مردم این برنامه رو نیگا میکنن، دیدی چی گفت؟
- آره یادمه، میگم
که حتی حرفشو قبول داشتم. میگفت: از کی تا حالا جمهوری اسلامی
و تلویزیونش طرفدار شادی و خندهی مردم شده؟ از کی تا حالا نظر
سنجیها و آمارشون معتبره؟ اونا که دشمن شادین، به شادترین
شادیهای مردم حمله میکنن و همه چیزو به هم میریزن و همه را
جمع میکنن میبرن کمیته مثل جشن تولد، جشن عروسی، جشنهایی که
دختر و پسرهای جوان برگزار میکنن و هر جشن و شادی دیگری که
نشانی از نشاط و سرخوشی مردم داشته باشه. به واقع مردم را
سرگرم کرده. میگفت: از وقتی این سریالهای از صافیهای ارشاد
و اطلاعات رد شده شروع کردند به سرگرم کردن مردم جوکهای احمدی
نژاد، خامنهای ووو به طرز چشم گیری کاهش یافته و جایش را حرف
زدن به زبان بررهای گرفته.
- میگم اصلا این
آقای قد بلند چرا خودشو درگیر اینا کرده؟ اینا که خودشون به
قدر کافی کار[شان] زار هست.
- مگه نشنیدی اون
پهلوُنشون چی میگفت؟
- راجع به قد بلند؟
- آره دیگه تو هم
مارو کشتی با این قد بلندت...
- ببخشید اوکی
سربلند
- میگفت: این
بیچاره هم (همون قد بلند تو) حتما چندتا زنبور یا زنبورک
دنبالش کردن، کردنش تو زاویه اون بدبخت هم از ترس نیش اونا ور
داشته یه چیزایی نه به جد بل به طنز نوشته.
- راستی بچهها تا
یادم نرفته بگم دلم برا این زنبورک هم کبابه، حیونی! چقدر زحمت
میکشه چقدر کار میکنه، اون سایتاش را بگو با کوچکترین تا
بزرگترین حرکت و مبارزات زنان اعلام همبستگی و حمایت میکنه،
از اون صبح تا شب پشت کامپیوتره و از شب تا صبح هم تو اطاقهای
پالتاک جون میکنه و از حقوق زنان دفاع میکنه، هر اطاق و
جلسهای که او باشه کی جرات داره بگه بالا چشم زن ابروه، تازه
شنیدم - البته اینو هنوز هیچکی نمیدونه و کاملا پشت پرده صورت
گرفته- میگن سازمانشو اون مجبور کرده که از "اتحاد انقلابی
نیروهای کمونیست و چپ " به خاطر بی عملیاش بیاد بیرون.
- طفلک اون وقت
میگن به این کار زاریا حسادت میکنه، از لجش حتی خودشو نیش
میزنه، براش شایعه درست کردن که در یک جلسهی کاملاً خصوصی
گفته: این گیسو اگه یک بار دیگه بیاد هلند برنامه اجرا کنه
گیسشو میپچه دستش. گفته اصلاً این چیمیگه اینقدر از خودش
شاکرر.
- آخی چقدر بعضییا
بیرحمند، اصلاً چش ندارند فعالیتهای بشدت عملی دیگرون رو
ببینند. اسمش یه خورده نیش دار هس اما من پنهانی شنیدم خیلی
مهربونه. راستی کسی میدونه این ک آخر اسمش واسه چیه؟
- میگن مصغرش
میکنه. مثل: دخترک یعنی دختر بچه دختر کوچولو، یا پسرک یعنی
پسر بچه، پسر کوچولو...
- اوکی اما اگه بر
بخوریم به یه زنبور درشت دختر یا پسر فرق نمیکنه هر دو یکیه و
با همین ک مصغر میشن؟ یعنی خودشون خودشون رو کوچیک میکنند؟
- گیر میدی ها اه
- خیلی خُب.
دوستان، رفقا به هر حال نگذاشتید من حرفمو بزنم اما خودتون همه
حرفا رو زدین؛ درسته واسه همین بود؛ همین که همه گفتین همه هم
درسته اما کافی نیس!
- پیشنهادت چیه
میگی چکار کنیم؟
- میگم روک و راس و
صادقانه بیاین دنبال این شایعه پراکنیها و جار و جنجالها
نریم،اونارو ولشون کنیم به حال خودشون هر کاری دلشون میخواد
بکنن و هر دروغی دارند به خورد مردم بدن.
بیائید ما هم همت
کنیم تمام این حقایقی رو که طی این چند ساعت همه گفتین نگذاریم
در چار دیواری این خونه بمونه. وقت زیادی هم نداریم باید به
عنوان یک وظیفه آب هم دستمون هست زمین بگذاریم با تمام توان
حقیقت رو به اطلاع مردم برسونیم.
- مسلمه که این کار
را همه خواهیم کرد اما باید راه کاری پیدا کنیم که بهترین
نتیجه را بده.
- من یه پیشنهاد
مشخص دارم. میگم از همین ساعه که از این در رفتیم بیرون همهی
این حقایق رو که گفتیم دهن به دهن پخش کنیم. بعد بنویسیم و
بگذازیم روی سایتهای خواهر و بعد بفرستیم برای سایتهای دیگر
و ازشون بخوایم که اونآم هم همین کار رو بکنن. بعد بحث پالتاکی
راه بندازیم و بعد با خودمون و با دیگرون ترتیب مصاحبه بدیم و
هر کار وهر خلاقیتی هم که درحین انجام وظیفه به ذهن هر کس خطور
کرد به کار بندیم تا کارشان را راستی راستی زار کنیم.
- میگم چندتا شعار
هم انتخاب کنیم.
- من دلم میخواد
شعارامون هم اینا باشن:
خبر رسانی درست و انقلابی و به موقع هدف ماست!
حقیقت گویی و جلو گیری از شایعه پراکنی وظیفهی ماست
راست گویی و صداقت عین رضایت ماست
- من میگم یه مرگ،
پرگیم بگیم
- ول کن تو هم حالا
فرض کن ما صدتا مرگ به اینو و آنم گفتیم کی به حرف ما میمیره،
یه چیزی میگم بین خودمون بمونه، اما بذارین دنیا بدونه ما باید
زنده زنده پوستشونو بکنیم تا دیگه بدون اطلاع و اجازهی ما دست
به هیچ کاری نزنن و هم چنین هوس جنگ تودهای طولانی و جنگ چریک
شهری هم نکنند. پشت پرده هم با ارتش حکومتی علیه اشغالگران
ژاپنی متحد نشن.
- بچهها یه چیز
اساسی رو مثه اینکه فراموش کردیم...
- چی چی رو فراموش
کردیم بلند قدو یا قد بلندو!!!
- شوخی نکن، جدی
میگم مسئله روز زن و دفاع از حقوق زنان رو میگم.
- خنگ خدا وقتی روز
زن داره به انحراف میره از حقوق زن غلط داره دفاع میشه و ما
داریم جلو این کار رو میگیریم، خدمتی از این عظیمتر به روز زن
و حقوق زن در طول تاریخ بشریت سراغ داری؟ به جای این حرفا سعی
کن از این پیکار قد بلند یعنی بلند قد که در واقع امرهمان
سربلند است بیرون بیائیم!
- فقط امیدوارم کسی
فکر نکند حرفهای ما شایعه است.
-
شایعه چیه؟ عین حقیقته!