برای ۸ مارس ٢۰۰۷
لا
لائی، زمزمهای خوش، آهنگی جان نواز، نوای دل نشین عشق، عشقی
لایتناهی، عشق مادری، عشق انسانی به انسان دیگر
اولین لا لائی رو چه زنی و در چه زمانی سروده حتمن کسی به یاد
نداره.
"لا
لای لای لای گل پونه
بابات شب رفته از خونه
که خورشید رو
بجنبونه"
رو اما همه به یاد داریم.
و به
یاد داریم که در آن سروده، بچهی پدر که حتمن هم پسربوده
"صدتا عمو داره"!!
آره
هنوز هم فکر میکنم سرودهی زیبائی است، محصول شرایط مشخص
خودش بوده،
تا
این که امسال باز ۸ مارس از راه میرسید تا بار دیگر اعتراضی
جهانی علیه تبعیض و ستم جنسی برزنان سازمان داده شود.
در
تلاش و تماس و فعالیت برای برپائی کارزار ۸ مارس در"لاهه -
هلند" بود، که یه روز صبح رفتم دخترمو بیدار کنم بره مدرسه،
دیدم گرماش چون خورشید تموم خونه رو پر کرده، میدونستم وقتی
نیس خونه خیلی سرده، یادم اومد صدها خالهاش دارن براش تلاش
میکنن. باباشام انگار تنهائی نتونسته خورشید رو بجنبونه. به
همین خاطر ماماناش را صدا زدم اونو بیدار کنه تا من سرودهی
جدید "لا لائی" رو تا یادم نرفته بنویسم.
نوشتم
و تقدیماش میکنم به دو آزادهی هنرمند مینا اسدی و گیسو
شاکری.
باشد
تا با اتحاد و مبارزهی زنان و مردان آزادی خواه، در نبردهای
طبقاتی ریشهی هر گونه تبعیض و بی عدالتی را درآورده برابری و
شادی رو جهانی کنیم.
و"اگر
غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد
من و
ساقی به هم تازیم و بنیادش براندازیم
فلک
را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم"
لا لائی
"لا لای لای لای گل پونه"
تو خورشیدی توی خونه
لا لای میگم که بیدار شی
چراغ راه فردا شی
لا لای لای لای گل مینا
که گیسو[ت]
میکنه غوغا
لا لای لای لای گل لاله
مامان صدها خاله داره
اونای که نیمه راه رفتند
به فردای تو پشت کردند
لا لای لای لای گل سوسن
شقایق، نرگسام، گلخند
"لا لای لای لای گل انجیر"
فراموش کن دگر زنجیر
لا لای لای لای گل خوشبو
توئی رمز جهانی نو
جهانی عاری از تبعیض
جهانی دور از استثمار
لالای میگم که بیدار شی
چراغ راه فردا شی
"بخواب آروم توی بستر"
هزاران اخگرت سنگر
٤ مارس ٢۰۰۷
جعفر امیری